پایگاه بسیج خرمشهر قوچان

فرهنگی و علمی
طبقه بندی موضوعی

مولوی و توهین و جسارت به اهلبیت در اشعارش.

و اشعار درباره غاصبان خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام



در ادامه مطلب بخوانید...

قبل از شروع شاید بپرسید که ما در این متن به دنبال چه چیزی هستیم و اصولا چرا با مولوی مخالفت میکنیم و چرا او را لعن میکنیم؟

محمد بلخی مشهور به مولوی رومی صاحب کتاب مثنوی معنوی یکی از بزرگان صوفیه و سنی مذهب است و به مقتضای روایت شریفه امام رضا علیه السلام:

من ذکر عنده الصوفیة و لم ینکرهم بلسانه و قلبه فلیس منا، و من انکرهم فکّانما جاهد الکفّار بین یدی رسول الله.(هر که صوفیه نزد او یاد شود و آنها را با زبان و قلب رد ننمود پس او از ما نیست، و هر که آنها را رد نماید پس مانند آنستکه در پیشگاه حضرت رسول خدا (ص)، با کفار جهاد کرده باشد.)

و به مقتضای آیه شریفه سوره مجادله لا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ (قومی را نمی‌یابی که حقیقتا مومن به خدا و روز قیامت باشند ولی مودت «دشمنان خدا» را داشته باشند.)

و بسیاری روایات دیگر، بایستی در مقابل چنین فردی ابراز برائت و مخالفت کرد خصوصا که امروزه با تقدسی که توسط عرفا و صوفیه برای این شخص ساخته شده وظیفه ما سنگین تر شده و بایستی بیش تر از بقیه زمانها به این مهم بپردازیم.

چرا مولوی سنی است:

پیش نوشت: این نوشتار صرفا جنبه نت برداری دارد و تنها سرنخ هایی ارائه میدهد که راه تحقیق در این زمینه برای شما باز شود لذا به مرور تکمیل خواهد شد شما نیز چنانچه نکته ای در مورد مطالب دارید با ذکر شماره شعر بیان فرمایید تا این نوشتار تکمیل گردد

برای اثبات این مطلب کافی است نگاهی به اشعار او بیاندازیم تا مذهب او بر ما روشن شود:

1-مولوی و عایشه:

1/1: آنکه عالم مست گفتارش بدی   ***   کلمینی یا حمیرا میزدی

1/2: مصطفی آمد که سازد همدمی   ***   کلمینی یا حمیرا کلمی!

1/3: ای حمیرا اندر آتش نه تو نعل   ***   تا ز نعل تو شود این کوه لعل

1/4: چون ز گورستان پیمبر باز گشت   ***   سوی صدیقه شد و همراز گشت

چشم صدیقه چو بر رویش فتاد   ***   پیش آمد دست بر وی می نهاد

1/5: گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود   ***   حکمت باران امروزین چه بود

1/6: زانک واقف بود آن خاتون پاک   ***   از غیوری رسول رشکناک

1/7: به مورد شماره 8/2 مراجعه کنید.

 

2- مولوی و عدالت صحابه:

2/1: گفت پیغمبر که اصحابی نجوم   ***   رهروان را شمع و شیطان را رجوم

2/2:مقتبس شو زود چون یابی نجوم   ***   گفت پیغمبر که اصحابی نجوم

2/3:ما و اصحابیم چون کشتی نوح   ***   هر که دست اندر زند یابد فتوح!

2/4: ماه می گوید که اصحابی نجوم   ***   للسری قدوه و للطاغی رجوم

2/5: هادی راهست یار اندر قدوم   ***   مصطفی زین گفت اصحابی نجوم

 

3- مولوی و ابوبکر

3/1: چو احمدست و ابوبکر یار غار دل و عشق   ***   دو نام بود و یکی جان دو یار غار چه باشد

3/2: چشم احمد بر ابوبکری زده   ***   او ز یک تصدیق صدیق آمده

3/3: چون ابوبکر آیت توفیق شد   ***   با چنان شه صاحب وصدیق شد

3/4: مر ابوبکر تقی را گو ببین   ***   شد زصدیقی امیرالمحشرین

3/5: اندر این نشات نگر صدیق را   ***   تا به حشر افزون کنی تصدیق را

3/6: بوبکر و عمر به جان گزیدند   ***   عثمان و علی مرتضا را

3/7: دید صدیقش بگفت ای آفتاب   ***   نی ز شرقی نی ز غربی خوش بتاب

       گفت احمد راست گفتی ای عزیز   ***   ای رهیده تو ز دنیای نه چیز

3/8: آن ابوجهل از پیمبر معجزی   ***   خواست هم چون کینه ور ترکی غزی

       لیک آن صدیق حق معجز نخواست  ***   گفت این رو خود نگوید جز که راست

3/9: مصطفی را رای زن صدیق رب   ***   رای زن بوجهل را شد بولهب

3/10: تا که صدیق آن طرف بر می گذشت   ***   آن احد گفتن به گوش او برفت

3/11: چونک صدیق از بلال دم درست   ***   این شنید از توبهٔ او دست شست

3/12: بعد از آن صدیق پیش مصطفی   ***   گفت حال آن بلال با وفا

3/13: رفت این صدیق سوی آن خران   ***   حلقه در زد چو در را بر گشود

3/14: آنچ آن دم از لب صدیق جست   ***   گر بگویم گم کنی تو پای و دست

3/15: گفت صدیقش که این خنده چه بود   ***   در جواب پرسش او خنده فزود

3/16: احمدش گوید که واشوقا لقا اخواننا   ***   در هوای عشق او صدیق صدق می زند

3/17: صدیق با محمد بر هفت آسمانست   ***   هر چند کو به ظاهر در غار می نماید

3/18: گر صادق صدیقی در غار سعادت رو   ***   چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن

3/19: فاروق چون نباشی چون از فراق رستی   ***   صدیق چون نباشی چون یار غار گشتی

 

4- مولوی و عمر:

4/1: عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را   ***   سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را

4/2: بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان  ***    چون دیو که بگریزد از عمر خطابی

4/3: گر رافضیی باشد از داد علی در ده   ***   ور ز آنک بود سنی از عدل عمر برگو

4/4: هر که عدل عمرش ننمود دست   ***   پیش او حجاج خونی عادلست

4/5: عهد عمر آن امیر مؤمنان   ***   داد دزدی را به جلاد و عوان

4/6: ای مرا تو مصطفی من چو عمر   ***   از برای خدمتت بندم کمر

4/7: چون عمر شیدای آن معشوق شد   ***   حق و باطل را چو دل فاروق شد

4/8: بد عمر را نام این جا بت پرست   ***   لیک مومن بود نامش در الست

4/9: انکه نور عمرش نبود سند   ***   موی ابروی کجی راهش زند

4/10: اگر دی رفت باقی باد امروز   ***   وگر عمر بشد عثمان درآمد

4/11: بوبکر و عمر به جان گزیدند   ***   عثمان و علی مرتضا را

 

5- مولوی و عثمان:

5/1: بر مصحف عثمان بنهم دست به سوگند   ***   کز لولوی آن دلبر لالای دمشقیم

5/2: چونکه عثمان آن عیان را عین گشت   ***   نور فائض بود و ذی النورین گشت

5/3: اگر دی رفت باقی باد امروز   ***   وگر عمر بشد عثمان درآمد

5/4: بوبکر و عمر به جان گزیدند   ***   عثمان و علی مرتضا را

5/5: چند عثمان پر از شرم که از مستی او   ***   چون عمر شرم شکن گشته و خطاب شدست

 

6- مولوی و شیعیان:

6/1 : این بیان اکنون چو خر بر یخ بماند   ***   چون نشاید بر جهود انجیل خواند

        کی توان با شیعه گفتن از عمر   ***   کی توان بربط زدن در پیش کر

 

7- مولوی و عقاید انحرافی:

7/1: انکار روایات متواتر ائمتی اثنی عشر:

پس به هر دوری ولیی قائم است   ***   تا قیامت آزمایش دائم است

پس امام حی قائم آن ولی است   ***   خواه از نسل عمر خواه از علی است

7/2: نسبت دروغین در مورد وضوی پیامبر:

خواست آبی و وضو را تازه کرد   ***   دست و رو را شست او زان آب سرد

هر دو پا شست و به موزه کرد رای   ***   موزه را بربود یک موزه ربای

7/3: تهمت قتل مظلومان به داوود نبی:

گفت جرمم چیست إی دانای راز   ***   که مرا گویی که مسجد را مساز؟

گفت بی جرمی؟تو خونها کرده ای   ***   خون مظلومان به گردن برده ای!

7/4: انکار عصمت حضرت موسی علیه السلام:

در داستان معروف موسی و شبان

7/5: خال المومنین دانستن معاویه ملعون

در خبر آمد که خال مؤمنان   ***   خفته بد در قصر بر بستر ستان

7/6: جعل فضایل دروغین برای معاویه:

گر نمازت فوت می شد آن زمان   ***   می زدی از درد دل آه و فغان

آن تاسف و آن فغان و آن نیاز   ***   درگذشتی از دو صد ذکر و نماز

من ترا بیدار کردم از نهیب   ***   تا نسوزاند چنان آهی حجاب

7/7: تمسخر و انکار عزاداری و گریه بر سیدالشهداء علیه السلام:

در شعر مفصلی که با این ابیات شروع میشود:

روز عاشورا همه اهل حلب   ***   باب انطاکیه اندر تا به شب

گرد آید مرد و زن جمعی عظیم   ***   ماتم آن خاندان دارد مقیم

7/8: قایل شدن به جبر و تبرئه ابن ملجم مرادی:

من همی گویم برو جفّ القلم   ***   زان قلم بس سرنگون گردد علم

هیچ بغضی نیست در جانم ز تو   ***   زان که این را من نمی‏دانم  ز تو

آلت حقی تو، فاعل دست حق   ***   کی زنم بر آلت حق طعن و دق!

7/9: قایل شدن به جبر و تبرئه فرعون:

چونکه بى‏رنگی اسیر رنگ شد   ***   موسیی با موسیی در جنگ شد

چون به بى‏رنگی رسی کان داشتی   ***   موسی و فرعون دارند آشتی

7/10: جعل اکاذیب و مسلمان خواندن عمرو بن عبدود در داستان از علی آموز اخلاص عمل:

پس بگفت آن نو مسلمان ولی   ***   از سر مستی و لذت با علی

7/11: تجلیل و تمجید از شیطان به خاطر سجده نکردن بر ادم به امر خدا:

ترک سجده از حسد گیرم که بود   ***   آن حسد از عشق خیزد نه از حجود 

هر حسد از دوستی خیزد یقین   ***   کِی شود با دوست غیری همنشین

7/12: کافر دانستن حضرت ابوطالب:

 

خود یکى بو طالب آن عم رسول   ***   مى‏نمودش شنعه‏ى عربان مهول‏

که چه گویندم عرب کز طفل خود    ***    او بگردانید دین معتمد

گفتش اى عم! یک شهادت تو بگو    ***    تا کنم با حق خصومت بهر تو

گفت لیکن فاش گردد از سماع    ***    کل سر جاوز الاثنین شاع‏

من بمانم در زبان این عرب    ***    پیش ایشان خوار گردم زین سبب‏

لیک گر بودیش لطف ما سبق    ***    کى بدى این بد دلى با جذب حق

 

 

8- مولوی و جسارت به معصومین علیهم السلام 

8/1: جسارت صریح به سیدالشهداء سلام الله علیه

کورکورانه مرو در کربلا   ***   تا نیفتی چون حسین اندر بلا

8/2: جعل فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها برای عایشه فاسده

چون درآمد آن ضریر از در شتاب   ***   عایشه بگریخت بهر احتجاب

کرد اشارت عایشه با دستها   ***   او نبیند لیک من بینم ورا

8/3: جسارت صریح به حضرت صاحب الزمان:

چون قلم در دست غداری بود   ***   لاجرم منصور بر داری بود!!

8/4: جسارت صریح مولوی به امیرالمومنین و نسبت دروغ به آن حضرت که مولا را با ابن ملجم مرادی یکی میکند و از زبان مولا خطاب به ابن ملجم چنین میگوید:

تو منی و من تواَم ای مُحتشم   ***   تو علی بودی علی را چون کُشم

8/5: جسارت صریح به امیرالمومنین و انکار عصمت مولا در داستان عمرو بن عبدود:

 گفت امیرالمومنین با آن جــوان   ***   که بهنـــــگام نبــــــرد ای پهلـــــوان

چون خُـدو انداختی در روی من    ***    نفْــس جنبید و تَبـــه شد خوی من

نیـم بهر حق شد و نیمی هوی    ***    شـــرکت اندر کار حـــــق نبـــود روا

8/6: جسارت صریح به پیامبر طبق عقاید عمریه که توبیخ عبس و تولی منظور پیامبر اکرم است (نعوذ بالله)

که رعیت دین شه دارند و بس   ***   این چنین فرمود سلطان عبس!!

شواهدی بر صوفی بودن مولوی:

9/1: کوه طور از نور موسی شد برقص   ***   صوفی کامل شد و رست او زنقص

9/2: قطب ان باشد که گرد خود تند   ***   گردش افلاک گرد وی بود

9/3: من نجویم زین سپس راه اثیر   ***   پیر جویم پیر جویم پیر پیر

9/4: پس غذای عاشقان باشد سماع   ***   که در او باشد خیال اجتماع

9/5: این شعر رو در قسمت دیگر هم ذکر کردم ولی چون دال بر عقاید صوفیانه مولوی نیز هست تکرار میکنم:

پس به هر دوری ولیی قائم است   ***   تا قیامت آزمایش دائم است

پس امام حی قائم آن ولی است   ***   خواه از نسل عمر خواه از علی است

9/6: پهلوی خم وحدت بگرفته ای مقام   ***   با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید

9/7: باده ای کابرار را دادند اندر یشربون   ***  با جنید و بایزید و شبلی و ادهم خوریم

9/8: بود انا الحق در لب منصور نور   ***   بود انا الله در لب فرعون زور

9/9: آن انا منصور رحمت شد یقین   ***   آن انا فرعون لعنت شد ببین


اللهم العن ابابکر و ...... و تابعیهم و مدافعیهم اجمعین

۹۳/۰۵/۱۲
پایگاه بسیج خرمشهر

نظرات  (۷۲)

سلام سایتتــــــــون خیلی قشنگه
مولوی هموطن ما نیست آیینش گفتارش و افکارش کاملا با ما غریبه است!
متاسفم که بعضی از بزرگان و روحانیون از اشعار پوسیده ی او چنان دفاع میکنند که انگار آیه ای از آیات الهی است
مولانا تو بوی خدا میدهی بوی انسان میدهی،شعرهای تو به عظمت خدا بزرگ هست. 
جای آن است که خون موج زند در دل لعل   
زین تغابن که خزف میشکند بازارش
   

 
بیسوادا آخه شما از مولانا چی میفهمید. شما تندروهایی هستید که یه طرفه حرف میزنید. علامه جعفری اگه این حرفا رو میزد یه چیزی. علامه جعفری چندین جلد کتاب تو تفسیر اشعار مولانا نوشته
علامه جعفری هم یه خر بوده مثل مولانا . مثل ملا صدرا مثل امام غزالی مثل الاغ نیشابوری . برو ببین امام و قران چی میگیه برو ایات اخر سوره شعرا رو بخون بعد راه بیافت دنبال این پست فطرت ها
  سلام  :فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
ایا شعر کجایید ای شهیدان خدایی ار مولوی هست یانه ؟
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۵۱ سید محمد رضا
بر مولوی لعنت
۰۷ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۴۶ بابای‌دوم‌ت
آخر شما را چه به نقد حضرت جلال الدین و عرفان اسلامی و...؟![تشویش]

شما همان شله زرد تان را میل نموده و در صف رسیدن به قیمه پلوی نذری ظهر عاشورا به مجاهدت و تهذیب نفس بپردازید دوستان عزیز!!

بی خیاااال..

آره...
شربت محرم و...صیغه های در هم و..  علم و کتل بران!

نه؟!  :)))
.
.
.



کی توان با رافضی، گفتن عمر

کی توان تدریس شیمی ، پیش ِ خر؟


رافضی گر روح سالم داشتی

کی چنین  بیهوده می انگاشتی


رافضی گر توی مغزش عقل داشت

کی  به پیشانی خود  (رَد) می نگاشت؟!


.
.
.

گر درون سینه اش انصاف بود...

کی چنین درگیر استنکاف بود؟



. ‌ ‌.  .

رافضی و عقل و منطق؟!  بی خیال!

رافضی و درک مشفق؟! بی خیال


رافضی و خـُـلق نیکو...... العجب...

رافضی و پای بی بو...؟! العجب!!
.
.
.


هه...
رافضی و شله زردش خوش بُوَد

قمه ای بر فرق سردش خوش بود

با عَـلـَم بر پشت... همچون استران

سینه کوب ِ زوج و فردش خوش بُوَد!!
.
این چند بیت را همینطور بداهه و فی الساعة، آنهم بجهت مزاح سرودیم و امیدوارم جنبه و تحمل بزرگواران شامل حال گردیده و همانطور که افاضات جسورانه و موهون تان در کمال آزادی منتشر گشت،  ما نیز پروانه اظهار نظر صریحانه  را داشته باشیم!


.
.
.
الغرض، عرض میکنیم که از روافض(بلانسبت شیعه و تشیع) ، چیزی غیر از این توهمات و داستان بافی های و افسانه سرایی و تدلیس و تحریف و نشر اکاذیب و تلبیس و چه و چه و چه... انتظار نمی رود،


بقول معروف
هفت شهر عشق را عطار گشت... رافضی فی الجمله درجا میزند!!

واقعا وضعیت اندوه واری دارید که تاسف انسان را برمی انگیزد!
. . .
 دلسوزانه عرض میکنم که فلاکت تان ترحم برانگیز است!

هــــــــــه... باهمین شما نخبگان و نوابغ و علما شده ایم هفتاد هشتاد میلیون هااا !
اصلا این اعلم العلما که گفتند، همین شما اساتید هستید!

باور کنید...
به سوراخ چپ بینی حضرت ِ ابولوپ لوپ بابا شجاع السولاخ الفلان، قسم!
به موی زیر بغل بازوی سمت راست شاهزاده بیژن...
یه کاسهٔ زانوی پای چپ امامزادگان عین و غین!!


/انا لله و انا الیه راجعون/

والسلام علیکم اتبع الهدی!!!

ممنون از این همه لطف و محبتتون که مثل بجه ها به جون هم افتادید . پیامبر ما کجا مثل شما تند رو بود به جای اینکه عاقلانه بحث کنید به هم بی احترامی می کنید کاری به مذهبتون ندارم شما آزادانه میتونین انتخاب کنین اما همتون مسلمونید ائمه ی شیعه ها با بد ترین دشمنانشونم اینجوری حرف نمیزدند این هاهم این جور بی احترامی به اهل سنت می کنن فکر نکنم پیرو ائمه ی شیعه باشن با این کاراتون دارید دشمنو شاد می کنید اسرائیلو
فقط همین یه بیت مناسب شماست
سخن پخته نیابد هیچ خام 
پس سخن کوتاه باید والسلام
با عرض سلام
من فقط دارم تحقیق می کنم و با عقل ناقص خودم و به عنوان جوانی که به دنبال حقیقت به دور از تمام تبلیغات و با در نظر گرفتن خروجی همونطور که میدانید امروزه ما انسانها به دنبال خروجی هر تفکر می گردیم . میدانید با یک اتریشی چند وقت پیش صحبت داشتم حرفی زد که منو به تامل بیشتر واداشت و جوابی برایش نداشتم از من پرسید شما مسلمونا دنبال چی هستین من هم تا میتونستم از بدیعیاتی مثل پرهیز از دروغ و گناه و غیره مخ این بنده خدا را به کار گرفته بودم اون هم خوب گوش می داد تا اینکه به من گفت خوب خروجی اسلام چی بوده و شما به کجا رسیدید مگه این نیست که عقل حکم میکند . گفتم چرا گفت خوب چرا نمیرید واز سوئسی ها نمی پرسید که شما چکار کردید که الان به اینجا رسیده اید که دادگاههای شما سالی یک بار فقط جهت گردگیری باز میشود اینکه راحتر است چرا دست به آزمون و خطا میزنید من چنان با این حرف میخ کوب شدم که دیدم واقعا حرف حساب جواب ندارد . برادر من من چهل سی و پنج سال برای امام حسین سینه زدم و محبت اهل البیت همیشه در دل من بوده وهست ولی عشق به اهل بیت باعث نشود که ما پا روی حق بگذاریم ببینید واقعیت این است که اهل بیت ما از خودشون یه جزوه A4 هم باقی نگذاشتن بجز ادعیه که از امام سجاد در صحیفیه داریم و چندتا روایت که مال ما شیعه ها هستش چی داریم خروجی چی بوده شما دارین مولانا را مطهم به دروغ گویی می کنین ولی حداقل مولانا یه کاری کرده و یه خروجی داشته ولی اهل بیت چی چکار کردند جنگ ، جنگ که نشد خروجی حالا جنگی که باعث شد که جاودانه بشن م مظلومیتشان جای هیچ شکی درش نیست ولی جوان امروز به چی باید رجوع کند ائمه دیگر ما چکار کردند امام جعفر صادق که میگن چهل هزار شاگرد داشته که اصلا نمیدونند این عدد یعنی چی پس چرا این بزرگوار یه کتاب نمیگم یه جزوه نمیگم یه برگ کاغذ از خودش چیزی ندارد پس دلیلی باید آورد که محکمتر از این چیزا باشه همین خمینی هم دویست یال دیگه تبدیل به خدا می شود برید ببینید چه کاخی براش درست شده اینها همش سیاست هستش و بازیهای سیاسی زمان ائمه نیز افراد سیاسی زمان خودشون بودند که در برابر ظلم به پا خواستند ولی ما نمیتونیم اینقدر قداست بهشون بدیم این همون خصلت ما ایرانی ها هستش که عادت کریدم به بت پرستی مثل خامنه ای که ما خودمون انتخابش کردیم الان از منیت نمی افته و چنان من من می کنه انگار که نعوذ به الله خدا هستش و جمعی مردم احمق هم می پرستنش.
سلام دوستان ،چرا به مولوی توهین میکنید او به رلستی از بزرگان دین است چون در مورد خلفا شعر گفته بهتون بر میخوره همه ی شاعران ایران سنی بوده اند واز بزرگان دین هستند تا ایران شیعه باشد دیگر از این نخبگان نداریم ،که خورشید بعداز رسولان مه نتابید برکس زبوبکر به *عمر کرد اسلام را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار *پس هر دوان بود عثمان گزین  خداوند شرم و خداوند دین* چهارم علی بود جفت بتول که اور به خوبی ستاید رسول
با سلام و دو بدرود من هم ول بداهه چند بیت شعر بگوییم
از اینجا تا بابک کس ننه ی ابابکر
از اینجا تا کاشمر کس ننه ی عمر
از اینجا تا عمان کس ننه ی عثمان
از اینجا تا کاشون کس ننه سه تا شون
امیدوارم ناراحت نشوید
اون کتابی که ازش این همه مطلب اینجا نوشتید رو از اول قشنگ با حوصله بخونید،اونوقت میفهمید که چرا به این کتاب حضرت مولانا میگن کاشف اسرار قرآن
اون کتابی که ازش این همه مطلب اینجا نوشتید رو از اول قشنگ با حوصله بخونید،اونوقت میفهمید که چرا به این کتاب حضرت مولانا میگن کاشف اسرار قرآن
حالا که اینطوریه منم یه دو بیتی بیام حال کنید:
بنارم من چهار یار نبی را 
ابابکر عمر عثمان علی(ع)را
بگاییم من سه تای اولی را
که خوردن کسکش ها حق علی(ع) را
با سلام
تنها مملکتی که بزرگان خود را فحش میدهد ایرانی جماعت است بعد ادعای فرهنگ هم میکنند با حرفیدن کسی با فرهنگ نشده مولوی خواه سنی خواه بی دین خواه هرچی مهم این است این شخصیت عظیم افتخار ایران است هرچند اندک او همان است که کتابش کتاب سال آمریکا شد یک سال را بنام او نامگذاری کردند ووووو.... بعد بیچاره هایی آمده اند که با ادبیاتی کامنت گذاشته اند که در هیچ چاله میدانی یافت نمیشود مگر نشان از ادب خانوادگی آنها باشد اگر بنا سنی بودن است خب سعدی را چه میکنی خیام و عطار را چه میکنی ووو======= فحاشی کردن نشان از بیچاره گی و جهل و ناتوانی طرف است

گفت هر کاو را منم مولا و دوست

ابن عم من على مولاى اوست‏ 

کیست مولا آن که آزادت کند

بند رقیت ز پایت بر کند

۰۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۶ دیگه ازتون بدم میاد
من شیعه ام...عاشق علی و اولادش...با اون سه تا هم زیاد میونه خوشی ندارم ...بهشونم توهینن نمیکنم...عاشق مولانا هم هستم...اخه یبار کتابشو بخونید...مگه میشه کسی مثنوی بخونه و ....الله اکبر...شما خیلی اوضاعتون خرابه....اقایی که اسم علی رو میاری و بعدش حرفی میزنی کع ادم خجالت میکشه به زبون بیاره...قرار بود زینت اهل بیت باشیم نه؟؟؟ والا من که اهل سنت با ایمان خیلی دیدم...بحث امامارم مهدی فاطمه خودش روشن میکنه ولی تو هین نباید بکنیم...فقط میتونم متاسف باشم براتون...شما نه میتونید حقانیت علی( ع) رو رد کنید...نه میتونید کاشف الاسرار رو از چشم بندازید...و البته نه خدمات اون دوتای اولی رو...من برا اون دوتا یه مثل دار...اونا تیرشونو زدن وسط سیبل....ولی کلا اشتباهی یه سیبل دیگ رو زدن😀😜در هر هال...زبان درکش ای مرد بسیار دان...که فردا قلم نیست بر بی زبان
۰۳ دی ۹۵ ، ۰۲:۳۲ محمد رضا
خیلی بده گه به سه خلیفه اول توهین میکنید......
دشمنان باید بدانند:ما فرزندان صدیقیم بازوئ فاروقیم شمشیر عثمانیم و همچون علی بنیان خیبر را براندازیم
واقعا اونکه اسمش سروشه خودشو شیعه میدونه باعثه تاسفه این چه حرفای رکیکیه که میزنی همین حرفارو میزنی که سر شیعه تو پاکستان وافغانستان و سوریه....میبرن هنین حرفا میزنین که به امامان ما هم فحش داده میشه ..
تازه دارم معنای این جمله رو می فهمم
آنچه که در ذهن متقین میگذرد اگر مومنان بدانند کافر می شوند
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۲۵ مقاله در مورد حضرت مولانا <<<حتما بخونید>>>
یه مقاله درمورد حضرت مولانا هستش فکر کنم خوب باشه بخونید . 
لینک : http://www.pasokhgoo.ir/node/89692
اگر میتوانید درست نظر بدید . به هر حال ایشان باهر اعتقاداتی آدم بزرگی هستند .
مولانا بنا بر حدیث شریف نبوی «من کنت مولاه فعلی مولاه» ـ که شیعه و سنی، آن را روایت کرده‌اند ـ بارها در مثنوی معنوی، مقام ولایت حضرت علی را مطرح کرده است.
مولانا در آغاز دفتر اول مثنوی معنوی در اولین داستان ـ داستان شاه و کنیزک ـ مسئله پیر ـ حکیم حاذق (ابیات 63ـ65) را طرح می‌کند؛ سپس به لقب حضرت علی، یعنی «مرتضی» اشاره می‌کند و امام را مولای قوم می‌نامد:
«مرحبا یا مجتبی یا مرتضـــــی
ان تغب جاءالقضا ضاق الفضا
انت مولی القوم من لا یشتهـی
قد ردی کلا لئن لم ینته»
مولانا در داستان دوازدهم در پایان دفتر اول مثنوی، در توصیف صاحب نفس مطمئنه، در ابیات 3721ـ 3991 به تفصیل راجع به حضرت علی به عنوان مصداق ولی سخن می‌گوید. در دفتر ششم مثنوی معنوی، بار دیگر مفاد حدیث نبوی را در باب حضرت علی طرح کرده، در مورد ولایت حضرت می‌گوید:
گفت هرکو را منم مولا و دوست
ابن عـــم من علی مولای اوست
به این ترتیب، مثنوی مولوی با اصل ولایت علی(ع) آغاز می‌شود و پایان می‌یابد.
مولانا در آخرین داستان دفتر اول مثنوی معنوی ـ داستان دوازدهم ـ در وصف حضرت علی گوید:
«چون که وقت آید که گیرد جان جنین
آفتابــش آن زمـــــان گــردد معــین
این جــنین در جنبــش آیــد ز آفتاب
کافتابـــش جـــان همی بخشد شتاب »
وی در ابیات 790ـ 792 عشق به امام حسین را در ادامه عشق به پیامبر(ص) دانسته، هم‌ چنان که عشق به گوش، عشق به گوشواره را در پی دارد.
روز عاشورا نمی دانی که هست
ماتم جانی که از قرنـی به است
پیش مؤمن کی بود این غصه خوار
قدر عشق گوش، عشق گوشوار
پیش مؤمن ماتم آن روح پاک
شهره‌تر باشد ز صد توفان نوح
مولانا در ادامه، روح امام حسین را روح سلطانی؛ یعنی همان روح قدسی و اعلی مرتبه ارواح توصیف می‌کند.
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه درانیم و چون خاییم دست
چون که ایشان خسرو دین بوده‌اند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
به قول مرحوم استاد جلال‌الدین همایی؛ اساس تشیع که معرفت علی و خاندان رسول باشد، در روح مولوی کاملا رسوخ داشت. همان‌‌گونه که در روح بسیاری از علما و بزرگان اهل سنت و جماعت و حتی ائمه اربعه(رهبران فقهی سنیان) وجود داشت، اما در پرده تعصبات جاهلی و سیاست‌های شوم پوشیده شده است.
هر یک از دفاتر شش‌گانه مثنوی مولوی، شامل دوازده داستان بلند (Discourse) و در مجموع 72 داستان است. تکرار عدد دوازده در شش دفتر مثنوی معنوی، اتفاقی نیست، بلکه اشارتی به دوازده امام است و عدد 72 اشاره به شهدای کربلاست که در سماع مولویه نیز از آنان به نام «شهدای دشت کربلا» یاد می‌شود. در مقبره حضرت مولانا در قونیه نیز نام چهارده معصوم در گرداگرد سقف حک شده است که به وضوح، بیانگر تشیع حضرت مولانا، جلال‌الدین محمد بلخی خراسانی است.
استاد مطهری در باره وی گوید:
ایشان از عارفان بزرگ می باشد. اکثر اشعار وی بوی و رنگ عرفانی داشته،‌ در بیان مضامین بلند عرفانی موفق است. البته مولوی از آن دسته صوفیان هستند که مبانی و اندیشه های آنان مطابق معیارها و ارزش های اسلامی است. متأسفانه برخی از انسان ها خود را عارف می دانند و حال آن که با الفبای عرفان آشنایی نداشته، در تفسیر تصوف دچار مشکل شده اند. می توان از آن ها به عنوان مدعیان تصوف یاد نمود؛ از این رو هر گاه به مولوی صوفی گفته می شود، تصوف به معنای مثبت آن است. اگر مقصود از صوفی، معنای اسلامی آن باشد که شاخه ای از عرفان است.(1)
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۴ این را باز بخوانید
هر یک از دفاتر شش‌گانه مثنوی مولوی، شامل دوازده داستان بلند (Discourse) و در مجموع 72 داستان است. تکرار عدد دوازده در شش دفتر مثنوی معنوی، اتفاقی نیست، بلکه اشارتی به دوازده امام است و عدد 72 اشاره به شهدای کربلاست که در سماع مولویه نیز از آنان به نام «شهدای دشت کربلا» یاد می‌شود. در مقبره حضرت مولانا در قونیه نیز نام چهارده معصوم در گرداگرد سقف حک شده است که به وضوح، بیانگر تشیع حضرت مولانا، جلال‌الدین محمد بلخی خراسانی است.
از حرف آقا وحید خوشم اومد :
تازه دارم معنای این جمله رو می فهمم
آنچه که در ذهن متقین میگذرد اگر مومنان بدانند کافر می شوند
////
خواهش میکنم در مورد شخصیتی به این پیچیدگی به این راحتی حرف نزنید . و از اون بالاتر در مورد اهل بیت رسول اکرم به این راحتی حرف نزنید . تا الان هزاران کتاب درمورد ائمه نوشته شده ، خب برید مطالعه کنید . 
سلام همتون بی دینید ،

با سلام خدمت کسانی که اهل منطق و علم و واقع بینی هستن

دوستان عزیز این اندیشه ها یک نوع خود زنی هستش ولی این رو دوستان افراطی بدونین که دیگه مردم این اندیشه های پوشالی و مسخره رو قبول نمیکنن و باید یکم منطقی باشین.
از مئلئی هم باید به فکر منافع شخصی باشین خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
براتون متاسفم یاران گمنام دنیا کجاست ما کجاییم

جای تاسف داره هرچی رو که میخواین طبق عقایدتون شرح می کنین عرفان مولانا بر همه ثابت شدس راه یکیه انسان بودن! انسانیت ما رو به خدا می رسونه نه تند روی.

۰۸ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۱۲ محمد نیشابور،
درود برمولوی ،شمس حافظ ،سعدی ،عطار،خیام ،فردوسی وبسطامی ،وهزاران پیامبر دیگر ،که اهل شور ندوحال نه اهل قیل وقال ،،بین شیعه وسنی دیواری کشیدند به نام مذهب ،وبین انسانها دیوار دین ،،،انسانهای باشعور ،ومعرفت وشناخت این دیوار رابرداشته ودربین خود محبت ودوستی وصفا ومعرفت وهم اندیشی وصداقت می کارند ،درود بر انسانهای ازاده ،ودور باد ادمهای متعصب ونادان 
هرگاه آزادانه توانستید تفکر کنید ، راجع به اشعار و افکار مولانا نظر بدید..
با این تعصبات بی هدف که سالهاست مغز شما رو تصرف کرده و  معتقدان رو به قهقرا میبره نمیشه چیزی رو تحلیل کرد..
یاد بگیرید به موهومات بیش از معلومات احترام نذارید..
اصالت به زندگی بدهید و بیش از این انسانیت و تفکر او رو در قید و بند قرار ندید..
هر انسانی تفکری دارد و همین است که موجب پیشرفت دنیا میشود..
هیچ تفکری محکوم نیست.. قالب درست نکنید!
۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۲ عاشق امیرالمومنین حیدر کرار
خدا لعنت کنه بلخی رومی زنا زاده این جرثومه  کثافت و پلید را ،  شمس از مولوی چه خواسته های نامشروعی داشته؟در کتاب نفحات الانس جامی در شرح احوال مولوی می خوانیم روزی شمس الدین، از مولانا شاهدی زیباروی التماس کرد. مولانا حرم خود را در دست گرفته در میان آورد و فرمود که: او خواهر جانی من است. [شمس] گفت: نازنین پسری می خواهم. [مولوی]فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد [و] فرمود که: وی فرزند من است. [شمس گفت]: حالیا اگر قدری شراب دست می داد ذوقی می کردم. مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بر گردن خود بیاورد.(نفحات الانس ص ۴۶۶ شکی نیست که اوج افکار و تمایلات صوفیانه مولوی از زمان رفاقتش با شمس تبریزی شروع شد و در جای جای آثار باقی مانده از زندگانی مولوی مشهود است که یکی از این موارد داستان زیر است که در کتاب نفحات الانس جامی ص466 با تصحیح مهدی توحیدی پور ذکر شده است: روزی خدمت مولانا شمس الدّین از مولانا شاهدی التماس کرد. مولانا حرم خود را دست گرفته در میان آورد. فرمود که: «او خواهر جَانی من است. نازنین پسری میخواهم.» فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد. فرمود که: «وی فرزند من است. حالیا اگر قدری شراب دست میداد ذوقی میکردیم.» مولانا بیرون آمد و سبویی از محلّۀ جهودان پر کرده بیاورد. مولانا شمس الدّین فرمود که: «من قوت مطاوعت و سِعَت مشرب مولانا را امتحان میکردم از هرچه گویند زیادت است.» این داستان جدای از این که اشاره به یکی از عقاید باطله صوفیه یعنی «اطاعت کامل از پیر» دارد اشاره به خبث مولوی نیز دارد تا جایی که صرف اشارت شمس برای لواط! پسر خویش را مهیا میکند که این مطلب خود مشعر به دو مطلب زیر است:*فرزند مولوی یعنی سلطان ولد خود علی قول مولوی کنده! بوده که حاضر به چنین کاری شده **خود جناب مولوی نیز از این خصلت فرزندش آگاهی داشته لذا او را برای این کار مهیا ساخته است و الا میتوانست برود و از همان محله یهودیان مفعولی را فراهم اورد
یعنی خاک بر سرتون 
بابا شما روانی هستید 
مولانا کجا آخه علی و عمر و.... این عربا سوسمار خور.کجا 

ریدم به قبر شما و مذهبتون کثافتای روانی اسکل
۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۹ محب اهل بیت واصحاب
الان با آوردن این اشعار ثابت کردین که تمام شاعران بزرگ سعدی  فردوسی مولوی سنایی غزنوی  عبید زاکانی و…ودانشمندانی که شما شیعیان امروز به می نازین ومیگین ایرانی بودن از اهل سنت ایران بودن این بر تمام مردم آشکار بود که دانشمندان وبزرگان از اهل سنت هستن وشیعیان از زمان اومدن صفویه ایران رو به خاک سیاه نشوندن  چرا شما برای ثابت کردنش زحمت کشیدین در ضمن با توهین های شما از ارزش وجایگاه والای بزرگوارانی چون حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه حضرت عمرفاروق رضی الله عنه وحضرت عثمان ذوالنورین رضی الله عنه و ام المومنین حضرت عایشه صدیقه طاهره محدثه رضی الله عنها کم نمیشه بلکه بیشترم میشه ودر ضمن شما با توهین هاتون نمی تونید نظر اهل سنت نسبت به نماد غیرت وشجاعت اسدالله حضرت علی مرتضی رضی الله عنه رو عوض کنید نگید که به حیدر کرار توهین نمیکنید چه توهینی بزرگتر از این که میگین نعوذبالله ایشون بی غیرت بودن  که به زعم شما وقتی به خونشون هجوم آوردن وهمسرشون دختر رسول الله بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا مرضیه رضی الله عنها  رو میون در ودیوار قرار دادن وامیرالمومنین حضرت علی نشستن ونگاه کردن آیا ایشون از مرگ میترسیدن نه اون علی که وقتی شمشیر به سر مبارکش برخورد کرد گفت خدایا شکرت که چنین سعادتی یعنی شهادت رو نصیب من کردی  اگه موضوع حب اهل بیت هست اهل سنت بیشتر از شما  اهل بیت رو دوست دارن 
با سلام خدمت دوستانی که نظر حقیر رو میخونند

دوستان عزیز خواهش میکنم کورکورانه نظری رو نپذیرید و در موردش چه بسا که بی ارزش
باشد تامل و تفکر کنید.
مولانای بزرگوار چندین شعر در باب حضرت علی(ع) و حضرت محمد مصطفی(ص) گفته
که ارزش بسیار بالایی دارند.اگر خواهان هستید از مرورگر تلفنتون استفاده کنید بلکه از این
اشعار بهره مند شید و به چنین چرندیاتی که فقط باعث خجالت ایران و ایرانی هستند گوش
ندهید. اگر به دین خود اهمیت میدهید لطفا ابتدا درس انسانیت رو فرا بگیرید سپس در کنار
آن به انجام اعمال شریعت بپردازید.
چه بسا عارفان بلند مرتبه ای چون حسین ابن منصور حلاج،مورد توهین همین انسان های به
ظاهر دین دوست واقع شدند.
مولانای بزرگ ما،افتخار بزرگ کشور ماست.اگر به کشور خود اهمیت میدهید لطفا در  قبول کردن چنین مضخرفاتی تامل و تفکر کنید.

باتشکر از شما عزیزان.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۴ محمد امین

جناب  به ظاهر محب اهل بیت و اصحاب

اگه قراباشه یه سنی(مولوی) همجنس باز رقاص شرابخوار مست زناکار صوفی بشه دانشمند و  شاعر بزرگ !!!!!!!!!!!!!!!پس وای به حال ایران و ایرانی که همچین جانوری از مفاخر آن است!!!!!!!!!!!!!!

شما انقدر محب اهل بیت هستید که القاب حضرت علی و حضرت فاطمه رو برای خلفای خودخوانده ی خود جعل میکنیدو نوه های پیامبر به دست امرای دست نشانده ی خلفای سه گانه ی شما به شهادت میرسند

خلفای سه گانه ی شما که زمان پیامبر از جنگ فرار میکردند چه شجاع شده اند!!!!!!وبعد از وفات پیامبر برای غنیمت  چه کشورگشایی  ها میکنند!!!!!!!!

رفقای سلفی شما از شدت محبت اهل بیت قبور انها را ویران میکنند و فضایل انها را انکار میکنند و به انها دشنام میدهند!!!!!!!!!!!!!!!

چهقدر شما سنی ها دوستدار اهل بیت هستید!!!!!!!!!!!!!!

۲۴ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۷ اف بر آنکه نادانسته دهان باز کند
زینت اهل بیت سلام الله علیهم باشیم
دشنام ندهیم،اگر شعور و علم در آن حوزه داریم به زیبایی دفاع کنیم.
----------------------------------------------------------------------------------
و آقای علامه جعفری بر مولانا نقد نوشتند نه تفسیر.
ایشان انسان بزرگی بودند و محب اهل بیت سلام الله علیهم،انشاا... .
-----------------------------------------------------------------------------------
و شما جناب صاحب وبلاگ.اگر دوستار اهل بیت سلام الله علیهم بودید،بستری برای توهین و دشنام به نام شیعیان ایجاد نمیکردید و نظرات را باز نمیگذاشتید
-----------------------------------------------------------------------------------
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۳ اف بر آنکه نادانسته دهان باز کند
راستی توی نادان که بر اهل بیت سلام الله علیهم ایراد میگیری که کتاب ندارند میخواهی در جلد دوستان دل خالی کنی،وجود داشته باش و درخارج از لباس نفاقت حرفهایت را بزن.
و احمقهایی مثل تو و بی ایمانانی مثل من در این جامعه اند که تا عمل بمیرد.
مگر از همین احادیث مانده چقدر عمل کردی که عارف طالب بالاتری؟

به قول ایرج میرزا ... ننت با این شعرات
شخصیت و بزرگی مولانا دوستان چیز کمی نیست ببین ایشان در مورد واقعه کربلا چی فرمودند 

نگاه مولوی در غزل هم بعد عاشقانه و ایثارگرانه قیام امام حسین (ع) است.

کجائید ای شهیدان خدایی 
بلاجویان دشت کربلایی 
کجائید ای سبک روحان عاشق 
پرنده تر ز مرغان هوایی 
کجائید ای ز جان و جاه رهیده 
کسی مر عقل را گوید کجائی 
کجائید ای در زندان شکسته 
بداده وامداران را رهایی 
کجائید ای در مخزن گشاده 
کجائید ای نوای بی نوایی 
لب دریاست صورت های عالم 
ز کف بگذر اگر اهل صفایی 

بهتر  اینه که همیشه قبلش یکم تحقیق کنیم و بعد قضاوت کنیم و از روی تعصب به نشر اخبار نپردازیم جالبه که بدونین زمانی که دین مبین اسلام به کشور عزیزمون اومد در ابتدا اجدادمون که به هر شکلی اسلام و پذیرفتند اهل سنت بودن ولی بعدا با عشق و نظر کاملا شخصیشون و نه اجبار و تهدید به مرگ مذهب شیعه رو انتخاب کردن. 

http://news.irib.ir/archive/item/77325-
لعنت خدا بر سوفی و در راس ان مولوی بدکردار
تا کی میخواین این راهو برین؟
غزل مشهور مولوی برای مولا علی رو شنیدن اصلا؟
کتاب ها و حکمت های مولوی رو خوندین اصلا
از کجا میدونین خدا بیشتر اونو دوس نداشته از شماها ک انقدر بی فکر فهش میدین
شاید اون زمان فریاد مظلومیت علی به همه نرسیده بوده اخه مردم ایران اول همه سنی بودن 
یا شاید از کجامیدونین زیر گلوی مولوی تیغی نبوده یا...
من اینو میدونم کلامی قوی تر از علی نیس پس شما نگران حقش یا اینکه کسی منحرف بشه نباشین بلکه شما دارین با فحش هاتون دو نفر که میخوان تازه مولا رو بشناسن به خشم میارین و نتیجش هم معلومه
و اینو هم میدونم امام زمان دنبال اصلاح کردنه ن دنبال دعوا
الانم داره برا ادم های متعصب چه شیعه چه سنی دعا میکنه ن که بخواد لعن کنه
اخه کدوم ولیی از شمرها از ابن ملجم ها ی دورانش بی زاره 
بلکه اومده تا اونا رو هدایت کنه
بازم میگم ما حق نداریم کسی رو لعن کنیم
مولوی اثار عرفانیه عظیمی داره ک ادم رو به خدا نزدیک میکنه ذهن جوونها رو اونایی ک کوچه به کوچه دنبال خدا میکردن رو خراب نکنین شاید به لطف توهین شما گذرشون کلا یه جا دیگه افتاد.
یا علی
متشکریم از روشنگری شما (هرچند که برخی عقول روشن نخواهند شد)
دوستانی که تصور میکنند با تعریف و تمجیر مولوی از سید الشهدا یا از امیرالمومنین؛ مولوی شیعه بوده... باید عرض کنم که
شیطان ملعون هم از امیرالمومنین تعریف کرده ((هذا صراط علی مستقیم))
شیطان از خدا هم تعریف کرده و او را عزیز نامیده. پس شیطان شیعه است و موحد؟
دوستان!

وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ «224» أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وادٍ یَهِیمُونَ «225» وَ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ ما لا یَفْعَلُونَ «226»

شاعران را گمراهان پیروى مى‌کنند. آیا ندیدى که آنان در هر وادى سرگشته مى‌روند؟ و مطالبى مى‌گویند که به آن عمل نمى‌کنند؟

این شاعر مانند حافظ در گمراهی بسر برد.

لطفا بجای فلسفه بازی بفرمائید که اشعار مربوز به "کنیز و کدو" را توجیه و ماست مالی کنین.

تنها میگم که شما هیچوقت هیچوقت سر راه نمی ایید هی واسه خودتون من دراوردی از این چرت و پرت ها بیارید
🔹 غزالی، دانشمند مشهور نزد اهل خلاف درباره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش کرد، مى‌نویسد:

✍️ واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.

🔸 از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) این گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابو الحسن، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.» این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثیر هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغییر داد و با لشکرکشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار کرد و از مصادیق این سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا). پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌‏اى کردند...

📚 سر العالمین وکشف ما فی الدارین، صفحه ۲۳
۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۰۶ کس ننه شیعه وسنی و تخم عرب
کس ننه ی شیعه و سنی کثیف ....  همتون تخم عربید کثافتا .... همتون باید از دم گایید .... 
حضرت مولانا حضرت عشق بود .... هر کی به مولانا توهین کند .... هفت جدش حروم زادست .... 
سلام ابتدا شما سواد خود را ارتقا بدهید و سپس در مورد مولوی اظهار نظر کنید . 
در مورد اون بیت که نوشتید به علی توهین کرده باید عرض کنم که مولانا هرگز به علی توهین نکرده و تفسیر اون بیت بسیار واضح هست و بچه ی 9 ساله هم اونو میفهمه . چطور شما متوجه نشدید که منظور مولوی از بیت تو منی و من توام ای محتشم توعلی بودی علی را چون کشم اینست که جان من و تویکی هست هر دو از جنس زندگی هستیم و در گل هردوی ما روح خدا دمیده و تو ای ابن ملجم اگر من را بکشی انگار که خودت را کشتی . 
اتفاقا از دید ما این بیت مولانا بسیار زیباست و در کل میفرمایند که چرا علی را کشتی ؟ 
در این بیت مولانا  دارد ابن ملجم را سرزنش می کند و بسیار بامعناتراز آنست که شما بفهمید 
تومنی و من توام ای محتشم توعلی بودی علی را چون کشم .
یعنی جان ما هردو از جنس یک زندگیه و تو هم اهل قرآن و نماز بودی چرا علی را کشتی ابن ملجم ؟ 
دیگه از این واضحتر ؟
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۱:۲۶ شیعه آگاه
دیوث حرومزاده...گرفتی به انتخاب خودت تک بیتیهای شعر مولانا رو در آوردی وبه میل خودت توضیح وتفسیر میکنی..یعنی از شما روحانیت وروحانی وآخوند خدا بی ناموس تر نیافریده..اتفاقا اون بیت قشنگی که میگه کورکورانه مرو تو در بلا..که اشاره کردی به توهین به امام حسین..چرا مردی کل داستان درست رو نقل کنی حرومزاده..معنی بیت اینه که دلت رو به چهارتا طرفدار جاهل ومقدس معاب مثل شما کسخولا که فقط از ظاهر بلدین برداشت کنین خوش نکنین..واین حرف دقیقا دفاع از مقام وراه امام حسین هست..منتها شما بی ناموسها فقط وفقط تفسیر خودتون رو بلدین به نمایش بگذارین..متاسفم متاسفم واسه آدمایی مثل شما که واسه رسیدن به اهداف ننگتون مولوی وحافط رو هم زیر سوال میبرین..خاک
تلنالالبایب
با عرض سلام...تاسف باید خورد براى این دروغ ها و گفته هاى بى مدرک و اصالت و خود جوششى و به قول معروف من در آوردى نویسنده ى این متن که شان و حرمت حضرت مولانا را نه تنها به جا  نیاورده بلکه اقدام به توهین به او کرده است...واقعاً متاسفم واقعاً...هیچ مى دانید که ایشان خود به باور بسیارى و در حقیقت شیعه مذهب بوده و نه تنها شیفته ى اهل البیت بودند بلکه با تمام وجود آنها را درک کردند همانگونه که در اشعار ایشان پیداست...چطور نویسنده ى شاید محترم این متن به خود جرات داده است به شاعرى که در مدح حضرت عباس (ع) نیز شعر ها سروده تهمت ناروا بزند...از زیبا ترین وصف هاى غدیر و عاشورا را ایشان سروده و بارها به حقانیت حضرت امیرالمومنین على (ع) نیز اشاره کرده البته هرچند به اجبار دوره ى زیست و حکومت زمان خود مجبور به گاهى تمجید از خلفا شده اما این به معنى سنى بودن و یا حتى ناصبى بودن وى نیست...همانطور که دیگر شعراء مانند ایشان دست به تقیه زدند...بهتر است بیشتر مطالعه فرمایید...شرم بر دروغ و تهمت...
سلام بزرگواران

لطفا در قضاوت منصف باشید
شما که این اشعار توهین آمیز رو میارید ، لطف کنید مدح های مولانا رو هم بیارید.

فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه . پس بشارت دهید به بندگانم که سخن ها را گوش میدهند سپس انتخاب میکنند

مثلا علاوه بر این اشعار که به بعضی از شیعیان توهین میکند . اشعار مدح را هم بیاریید

کجایید ای شهیدان خدایی                   بلا جویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق             پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی                   بدانسته فلک را در گشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده                 کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته                 بداده وامداران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده                  کجایید ای نوای بی نوایی
در آن بحرید کین عالم کف اوست           زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم                ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کین نقش سخن شد         بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق              که اصل اصل هر ضیایی







تا صورت پیوند جهـــــــــــــــان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمــــــــان بود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعـــــــــه ی خیبر
برکند به یک حملــــــــه و بگشود علی بود

آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نیاسود، علی بود

آن شیــــر دلاور که برای طمـــــــــــع نفس
بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نیالود علی بود

شاهی که ولی بود و وصــــی بود علی بود
سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علی بود

هم آدم وهم شیث و هم ادریس و هم الیاس
هم صالــــــــــح پیغمبــــــــر و داوود علی بود

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوب
هم یوسف و هم یونس و هم هــود علی بود

مسجـــــود ملایک که شد آدم، ز علی شد
آدم چو یکی قبلـــــــــــه و مسجود علی بود

آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
بر کنگــــــره عرش بیفـــــــــــــــزود علی بود

هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علی بود

آن لحمک لحمـــــی ، بشنو تــــــا که بدانی
آن یـــــــــــــار که او نفس نبی بود علی بود

موسی و عصــــا و یــــــــد بیضــــــــا و نبوت
در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علی بود

عیسی به وجود آمدو فی الحال سخن گفت
آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود علی بود
آن نور خدایــــی که بر او بــــــــــــود علی بود

آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
با احمــــــــــد مختــــــــــار یکی بود علی بود

آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستــــــــود علی بود

آن شیـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
بر خوان جهـــان پنجه نیالـــــــــــود علی بود

چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و دیدم
از روی یقین در همه موجــــــــــود ، علی بود

این کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه این است
تا هست علی باشد و تابــــــــــود علی بود

سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پیدا و ز پنهان
شمس الحق تبریز که بنمـــــــود، علی بود






اینها رو هم بگید 

ممنون بابت توجه شما
سلام دوستان
من با شعر و شاعری میونه ای ندارم ولی به هرکسی رو که به ایمه و مذهب حق شیعه توهین کنه لعنت می فرستم. ایمه بزرگ تر از اونی هستند که بخواهیم اونها رو با کسانی چون عمر و عثمان مقایسه کنیم.اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
اشعار حضرت مولانا اونقدر پر مغز هست که شما ظاهر شهرو فقط درک کردین اون هم نه کامل. 
شما ، به دلیل مسلمان شدن هزاران نفر توهین میکنید
مولوی واقعا براش متسفم مولوی احمق
۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۲ محمد جواد
هر چقدر هم که مدح از أمیرالمؤمنین علیه السلام بگه فایده ندارد 
وقتی اینجور شعرای کفر آمیز و دروغی گفته 
ظلمت  و نور جمع شدنی نیست که علی علیه السلام رو با عمر یکی می‌کنه 
خدا لعنتش کنه آقایون وطن پرستی رو بذارین کنا 

۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۸ عبد الزهراء
ببخشیدا مثه این میمونه ی بسیجی بعد از هزار تعریف از ایران بگه 
من آمریکا وو اسرائیل و عربستان سعودی رو هم دوست دارم و براشون 
مدح بگه شما به این میگین بسیجی ؟!

۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۴:۵۲ محمد باقر
اره انسان خوب که دقت کنه از حرف ها هم معلوم میشه 
از تناقض گویی ها و... 
که کی حق  کی باطل 

بعضیا میگن شما شعرای مولوی رو نمی فهمین  خوبم واضح 
شما که ابن ملجم لعین رو خوب سرزنش کرده همین که داره میگه تو هم از خاکی 
مثلا تو هم نماز میخونی منم نماز همین نمی فهمی که نماز ابن ملجم نماز نبود 
اون ی منافق زنا زاده بوده فهمیدی چرا کشت چون انسانی به ظاهر نماز خون و خوب ولی باطنا شیطانی و شهوت پرست بود مولوی هم  یک انسان عرفانی و خیالاتی بوده که عقائد خیلی باطلی داشته  و  و هنوز این شخص معلوم میشه اساً شیعه نبوده 
انسانی که هم از دوست تعریف می‌کنه هم از دشمن از این جور آدما واس ترسید 
این جور آدما جزو  بدترین آدمای روی زمینن
سلام.خوبید شما؟یه جوان 30ساله هستم چندین سال قصد دارم ازدواج کنم ولی بخاطر مشکلات مالی نمی توانم  ازدواج کنم اگر امکانش هست به من کمک مالی کنید تا ازدواج کنم ممنون.شماره تماس 09033052928.
شماره عابربانک ملی(6037997213792667 )قربانی هستم.متشکرم.الله وکیلی اگر ناچار نبودم این پیام نمیدادم
سلام عزیزان
هر کسی از ظن من شد یار من 
از درون من نجست اسرار من
بنظر میرسه بعضی از مسائل با هدف دیگه ای طرح میشه ما هم ناخواسته دچار جبهه گیری میشیم
۲۳ دی ۹۶ ، ۰۰:۳۳ رضی الدین
سلام .شعری که مولانا در مورد امیرالمومنین علی علیه السلام گفته حقیقتا زیباست.اما من به دنبال این هستم که آیا در اشعار وی لعنی هم وجود دارد نسبت به خلفا!؟.شعر گفتن در مورد حضرت علی علیه السلام دلالت بر شیعه بودن نمیکنه .چون عمروعاص هم در مورد حضرت علی شعر گفت و امام حسن شعر او را به قیمت زیادی خریدند تا با توجه به گفته پیامبر که هرکس در مورد اهلبیت ما شعر بگوید در آخرت پاداش دارد دیگر بدهکار عمروعاص در آخرت نباشند.بهتر است ما رویه زیارت عاشورا را دنبال کنیم.
دوستان برید سایت کولاک معنی کامل شعر مولانا در مورد عاشورا اومده
به خدا قسم گریتون میگیره وقتی میبنید چقدر برای امام حسین ارزش قائل شده
ما مشتی ادم بی سوادیم که حتی ابروی بزرگان خودمونو میبریم
واقعا متاسفم
از هر جا یه مصراع شعر از مولانا آورده چسبونده بهم جسارت می کنند به عارفان و پاکان خدا دانش نداری ننویس

توجه توجه حتما بخونید
سلام دوستان من کاری به خوب یا بد بودن مولانا ندارم بیخیال
ولی روی سخنم با اون بی سوادای به ظاهر دانشمنده که همه اهل بیت وعلما رو زیر سوال میبرن
شما چند سال درس خوندین ،چه قدر کتاب خوندین،چه قدر باعلما گشتید که اینجوری نااگاهانه همه رو زیر سوال میبرید
اهای متمدنین بی سواد کجایید که ببینید سی سال امنیتتون به خاطر مراجع در راس رهبری بوده
اهای معاندین کجایید که ببینید در زیر سایه انقلاب رشد کردید ودرس خوندید
این عین بی انصافیه که نمک بخورید نمکدون بشکنید
اگه از روی جهل این حرفارو زدید خداهدایتتون کنه واگر از روی عناد این سخنان رو گفتید خدا عنادتون رو روز به روز بیشتر کنه تا کور شود هرانکه نتواند دید(فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم)
خخخخ بابا شما خیلی جلویید
جانم فدای راه مولوی

واقعا متاسفم براتون و برای مطالب بدور از علم و نور حقتون
برید توبه کنید و از خدا استغفار کنید و اصلاح کنید
این روش قرآنه که به شما پیشنهادش میکنم حتما اینکارو کنید
مولانا مولای ماست
عشقش به پیامبرمان و مولا علی و امام حسین ذره ذره وجودش رو گرفته.در اشعارش کاملا بارزه و عین نور مثل تمام اشعار دیگرش میدرخشه.
برید استغفار کنید و از خدا بخواید که نور هدایتش رو بهتون نازل کنه
دمت حیدری 
اللهم العن مولوی بلخی دیوث جاکش 
بر دشمن مولا امیر المومنین روزی دهنده انس و جن افضل الصلاه والسلام لععععععنت 
بر این مولوی پرستای جاکش بی وجود لععععنت که هنوز نفهمیدن مولوی حروم زاده ی قرمساق عمر پرستی بود هرکه مولوی دوسدوس داره عمر و ابوبکر و عثمان ابنه ای رو دوست داره 

افرادی که دم از انسانیت میزنند و شعار دین من انسانیت است سر میدهند از نظرشان انسانیت همان چیزی هایی است که مورد قبول آنهاست. و هر کس مخالف آنها نظری بدهد با توهین های خود سنگسارش میکنند. از نظر اینها دین خدا همان چیزی هست که مورد علاقه افکارشان باشد.
محب اهل البیت بودن شیعه بودن کسی را ثابت نمیکند. بلکه این براءت از دشمنان اهل البیت است که شیعه بودن را ثابت میکند. 
مولوی اشعار بسیاری در مدح دشمنان اهل البیت سروده است و این بیانگر خارج بودن این فرد از دایره مذهب تشیع است. کسی که دشمن امیرالمومنین را صدیقه بداند نمیتواند ادعای شیعه بودن کند. همیشه اینطور است که اینجور افراد حق را با باطل مخلوط میکنند و اینطور نیست که تمام سخنان آنها باطل باشد (چون اگر اینطور بود نمی توانستند برای خود مرید جمع کنند). بلکه در گفتار آنها کلام حق هم وجود دارد اما این کلام حق زینتی است برای گفتار باطلشان. مولوی هم از این دسته افراد است. این شخص در سرودن شعر مهارت بسیاری دارد اما هیچ قاعده ای وجود ندارد که اگر کسی خوب شعر گفت سخنی هم که با شعر بیان میکند حق باشد. همانطور که اگر شخصی صدای خوبی داشته باشد این دلیلی بر حق بودن گفتارش نیست. 
افرادی که رافضی ها را متعصب میدانند خودشان گرفتار شدیدترین نوع تعصبات هستند. گویی بر قلب هایشان مهر زده شده و نمیتوانند حق را از باطل تشخیص دهند.  

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی